السيد علي الحسيني الميلاني
39
غدير به روايت اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
سوگند به خدا ، به همين خاطر است كه كراهت داشتم تو را تنها گذارم ؛ چرا كه در اين صورت ، خداوند مرا تنها مىگذاشت . « 1 » غدير و گوشهاى از سخنان پيامبر شيخ ابوجعفر محمّد بن على بن بابويه ملقّب به صدوق ، درگذشته سال 381 هجرى حديث غدير را با چند سند نقل مىكند : ابن وليد ، از صفّار ، از ابن ابى الخطّاب و ابن يزيد از ابن ابى عمير ؛ و نيز پدرم از على ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ؛ همچنين ابن مسرور از ابن عامر ، از عمويش ، از ابن ابى عمير ؛ و نيز ابن متوكّل ، از سعدآبادى ، از برقى ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ؛ از عبداللَّه بن سنان ، از معروف بن خرّبوذ ، از ابوطفيل عامر بن واثله ، از حذيفة بن اسيد غفّارى چنين نقل كردهاند : هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله از حجّة الوداع بازگشت - ما نيز همراه ايشان بوديم - تا جحفه به حركت خود ادامه داد و در اين منطقه ، دستور توقّف صادر نمود . مردم در جايگاه خود فرود آمدند و آن گاه نداى اذان بلند شد . در اين هنگام ، رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله به همراه اصحاب خود دو ركعت نماز جماعت گزارد و آن گاه به آنها رو كرد و فرمود :
--> ( 1 ) . رجال الكشي : 63